روز جمعه حادثه ی تاسف باری در گوشه ای از این مملکت اسلامی رخ داد که نشان از بوجود آمدن سیری قهقرایی در اخلاق عمومی جامعه بود.این سیر نه به صورتی فراگیر و همه جانبه بلکه در برخی جنبه های سیاسی خود را آشکار ساخته است و خدای نکند روزی این سیر به دیگر عرصه ها رسوخ کرده و جامعه را از اخلاق تهی کند.این حادثه که در نمایشگاهی موسوم به مطبوعات رخ داد(مطبوعاتی که نماد تمدن و اخلاق رسانه ای باید باشند) باعث شد تا صدای زنگ خطری که پیش از انتخابات به گوش می رسید واضح تر شنیده شود.هنگامی که شخصی معمم و درس دین خوانده(هرچند که خواندن درس دین و لباس خود اصالتی ندارند)در چنین نمایشگاهی هتک حرمت می شود باید بسیار احساس خطر کرد.علما همواره در تاریخ این مرزو بوم دارای احترام و ارزش بوده اند.اما اینک عمامه از سر یک شیخ ۷۰ ساله در آورده می شود و کفش(نمادی از انزجار و هتک حرمت) بر سر وی فرود می آید.آیا چنین رفتاری با شخصی که سوابقی(خوب و بد) در این انقلاب داشته است رواست؟آیا پرتاب کفش(که به سوی بوش حقا پرتاب شد) به سوی این پیرمرد رواست؟آیا چنین رفتاری از یک مسلمان پسندیده است؟
به نظر حقیر مقصر اصلی این ماجرا شخص ایشان است چرا که در این ماجرا تنها شخص نبوده که حرمتش شکسته شد بلکه این اخلاق اسلامی در جامعه بوده است که ضربه خورد.ایشان اگر از ابراز برخی مواضع تشنج آفرین دوری می گزیدند مسلما این ماجرا پیش نمی آمد.اگر ایشان به توصیه ی افراد آگاه توجه کرده و وارد نمایشگاه نمی شدند دیگر باعث بوجود آمدن این مشکلات نمی شد.مقصر دیگر ماجرا کسانی بودند که با دامن زدن به جو متشنج(از هر دو سو) هیزم کش ماجرا شدند.ریشه یابی این که کدام طرف مقصر اصلی بوده است خارج از این مقال است ولی خود نیازمند واکاوی دقیق می باشد.
پیامد دیگری که این ماجرا داشت شعله ورتر شدن اختلافات در جامعه بود.علی ای حال ماجرایی ناخوشایند را پشت سر گذاشتیم که پیکان آن مستقیما اخلاق اسلامی در جامعه را نشانه روی کرده است.چرا که با هتک حرمت شان روحانیت در آینده این موضوع فراگیرتر خواهد شد و آن هنگام باید فریاد وامصیبتا سرداد.پس پیش از آن که این امر فرضی به واقع بپیوندد بایست جلو این گونه اقدامات ناشایست را گرفت.بحث بر سر چگونگی این امر را به جای دیگری موکول می کنم.
والسلام...
